خرید بک لینک

درباره سایت

حمیده...

امکانات وب

دست‌های تو انگار


پرچم‌های صلح‌اند

حمیده...


بر خرابه‌ی روزهای من


که جز نشانه‌ای از گنج‌ها در او باقی نیست


زورق‌ها و نگهبانانی


که باروت کشف‌شده را به جزیره‌ی دور می برند.

 

دست‌های تو انگار


سیم‌های تارند


که ترانه‌های حرام را پنهانی


در آتش رودخانه‌های‌شان حفظ می‌کنند،


رودهایی روشن


که صورت سربازهای شکست‌خورده را


در آتش زخم‌ها می‌شویند.

 

دست‌های تو


صبحی روشن‌اند


صبح جمعه‌ی پاییز


که زیر ملافه‌ی سردی به موسیقی دوری گوش می‌کنم.

 

ای سرمای صبح


که شمدهای سفید را بر اندامم رواج می‌دهی


به پاس همین دست‌هاست


که تو را


دوست دارم.

 

"شمس لنگرودی"

روز میلادت مبارک عشق من .....چه خوبه که دو سال مال خود خودمی.......

میدونی که همه چیز منی <3

برچسب: نویسنده: ابوالفضل فراهانی تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 1:30

صفحه بندی